شاید عجیبترین ژانر بازی همان باشد که تقریباً هیچ کاری از شما نمیخواهد. روی یک دکمه میزنید، عددی بالا میرود، با آن عدد چیزی میخرید که عدد را سریعتر بالا ببرد، و کمی بعد بازی بدون شما هم پیش میرود. گوشی را کنار میگذارید و وقتی برمیگردید، عدد بزرگتر شده است.
اینها را بازیهای آیدل (idle)، کلیکی (clicker) یا بهطور کلیتر بازیهای افزایشی (incremental) مینامند. در این راهنما میگوییم این ژانر از کجا آمد، چرا اینقدر جذاب است و چطور میشود از آن لذت برد بیآنکه وقت آدم را ببلعد.
سه اسم برای یک خانواده
هستهٔ همهٔ این بازیها جمع شدن پیوستهٔ منابع است، معمولاً با رشدی نمایی. اما تأکیدشان فرق دارد:
- بازی کلیکی روی کار فعال بازیکن تکیه میکند؛ هرچه بیشتر ضربه بزنید بیشتر جمع میکنید.
- بازی آیدل روی خودکارسازی تکیه میکند؛ کارگر و ماشین میخرید تا کار را بدون شما انجام دهند.
- بیشتر بازیهای امروزی ترکیب این دو هستند: شروع با ضربه زدن، ادامه با خودکارسازی.
تاریخچهای که با شوخی شروع شد
ریشهٔ این ژانر معمولاً به Progress Quest میرسد؛ بازیای از سال ۲۰۰۲ که اریک فردریکسن ساخت تا بازیهای نقشآفرینی آنلاین را دست بیندازد. در آن شخصیت شما خودش میجنگد، خودش تجربه جمع میکند و خودش سطح میگیرد؛ شما فقط تماشا میکنید.
سال ۲۰۱۰ ایان بوگوست، پژوهشگر بازی، Cow Clicker را روی فیسبوک منتشر کرد. این بازی هجوی بود بر بازیهای اجتماعی آن زمان مثل FarmVille. تمام کار بازیکن این بود که هر شش ساعت یک بار روی گاوش کلیک کند. ارز ویژهای هم داشت که با آن میشد انتظار را دور زد. بوگوست میخواست سازوکارهایی را نشان دهد که به نظرش در بازیهای فیسبوکی سوءاستفاده میشدند، اما شوخی او خودش دهها هزار بازیکن جدی پیدا کرد.
نقطهٔ عطف اصلی اوت ۲۰۱۳ بود؛ وقتی ژولین تینو با نام مستعار Orteil بازی مرورگری Cookie Clicker را منتشر کرد. طبق روایتهای منتشرشده، او بازی را در یک شب نوشت. شما روی یک کلوچهٔ بزرگ کلیک میکنید، با کلوچهها مادربزرگ و کارخانه میخرید و عددها بهسرعت از مرز فهم میگذرند. Orteil خودش کارهایش را «غیربازی» توصیف کرده است، اما Cookie Clicker همان بازیای شد که ژانر را به شهرت رساند.
سال ۲۰۱۴ استودیوی کانادایی Hyper Hippo بازی AdVenture Capitalist را روی سایت Kongregate منتشر کرد؛ هجوی دربارهٔ سرمایهداری که از دکهٔ لیموناد شروع میشد. این بازی از نخستینهایی بود که درآمد آفلاین داشت، یعنی وقتی بازی بسته بود هم پیشرفت حساب میشد، و نسخهٔ موبایلش سال ۲۰۱۵ عرضه شد.
اکتبر ۲۰۱۷ فرانک لانتز، مدیر مرکز بازی دانشگاه نیویورک، Universal Paperclips را منتشر کرد. در آن نقش یک هوش مصنوعی را دارید که فقط باید گیره کاغذ بسازد. بازی از یک آزمایش فکری فلسفی دربارهٔ هوش مصنوعی الهام گرفته و برخلاف بیشتر بازیهای آیدل، پایان دارد.
چرا این بازیها جذاباند؟
پژوهشی که سال ۲۰۱۸ در کنفرانس CHI، یکی از معتبرترین کنفرانسهای تعامل انسان و رایانه، منتشر شد ۶۶ بازی آیدل را بررسی کرد. نویسندگان آن نتیجه گرفتند که این بازیها بازیکن را از «بازی کردن» به سمت «برنامهریزی کردن» میبرند. یعنی لذت اصلی در تصمیمگیری است: الان چه بخرم؟ کِی ارتقا بدهم؟ چه چیزی را خودکار کنم؟
چند سازوکار تقریباً در همهٔ این بازیها تکرار میشود:
- رشد نمایی: هزینهٔ هر خرید و درآمد آن با سرعت زیاد بالا میرود و عددها خیلی زود به میلیون و میلیارد میرسند.
- خودکارسازی: از یک جایی به بعد، کارگر یا مدیر کاری را انجام میدهد که قبلاً با ضربه انجام میدادید.
- درآمد آفلاین: پیشرفت در غیاب شما ادامه پیدا میکند و برگشتن به بازی همیشه خبر خوبی دارد.
- ریست پرستیژ: میتوانید داوطلبانه همهچیز را صفر کنید و در عوض امتیازی بگیرید که دورهای بعدی را سریعتر میکند. تصمیم دربارهٔ زمان ریست خودش بخشی از استراتژی است.
روی دیگر سکه: تبلیغ و انتظار
همین سازوکارها میتوانند به ابزار درآمدزایی تبدیل شوند. در خیلی از بازیهای آیدل موبایل، دیدن تبلیغ درآمد را چند برابر میکند یا با پول واقعی میشود «زمان را جلو برد». AdVenture Capitalist از بازیهایی بود که این نوع تقویتکنندهها را رایج کرد. اگر حس میکنید بازی بیشتر از آنکه سرگرمتان کند شما را به دیدن تبلیغ یا خرید هل میدهد، وقت فاصله گرفتن است. دربارهٔ سازوکارهای مشابه در بازیهای رایگان، گاچا چیست و چرا بازیهای رایگان اینقدر گران تمام میشوند؟ را هم بخوانید.
آیدل و تایکون در موبایلبازی
در موبایلبازی چند بازی مدیریتی هست که با همین منطق جمع کردن، خرید و خودکارسازی کار میکنند، اما هر کدام داستان و پایان مشخص دارند:
- سوپرمارکتدار طبق معرفیاش یک بازی مدیریتی-آیدل در یک بقالی شلوغ است. قفسه را پر میکنید، صندوق را میزنید و گاوصندوق را بهموقع خالی میکنید. پنج کارمند کار را خودکار میکنند. فصل داستانی «قفسههای خالی» هفت قسمت دارد و حالت بیپایان «فروشگاه من» هم با درآمد آفلاین بیرون از فصل در دسترس است.
- بازار بزرگ یک تایکون ضربهای در فضای بازارهای سنتی ایران است. از یک دکهٔ چای شروع میکنید، دکهٔ تازه میخرید و با استخدام شاگرد فروش را خودکار میکنید. هر قسمت هدف درآمد و مهلت مشخص دارد.
- هتل رویایی من آیدل خالص نیست و دست شما بیشتر درگیر است: مدیر هتل را راه میبرید، کلید به مهمان میدهید و اتاق تمیز میکنید، و با درآمدش اتاق و کارمند تازه میگیرید.
هر سه آفلاین کار میکنند و رابط فارسی و انگلیسی دارند. طبق معرفی هتل رویایی من، این بازی تبلیغ ندارد.
چطور آیدل بازی کنیم و وقتمان را نبازیم؟
- برای سر زدن زمان بگذارید. این بازیها برای بازههای کوتاه ساخته شدهاند؛ چند بار سر زدن کوتاه در روز بهتر از نشستن طولانی پای عددهاست.
- اعلانها را محدود کنید. اگر بازی مدام با اعلان «درآمدت آماده است» صدایتان میکند، اعلانش را خاموش کنید.
- بازی با پایان را ترجیح دهید. بازیای که فصل و پایان مشخص دارد، برخلاف بازی بیپایان، جایی برای تمام کردن به شما میدهد.
- قبل از خرید فکر کنید. اگر بازی پیشنهاد «جلو بردن زمان» با پول واقعی میدهد، از خودتان بپرسید آیا واقعاً لذت بیشتری میبرید یا فقط عجله دارید.
پرسشهای پرتکرار
بازی آیدل چیست؟
بازی آیدل نوعی بازی افزایشی است که در آن منابع بهطور خودکار جمع میشوند و بازیکن بیشتر تصمیم میگیرد چه چیزی بخرد یا ارتقا دهد. خیلی از این بازیها حتی وقتی بستهاند هم پیشرفت را حساب میکنند.
فرق بازی کلیکی و آیدل چیست؟
بازی کلیکی روی ضربه زدن فعال بازیکن تکیه دارد و بازی آیدل روی خودکارسازی. بیشتر بازیهای امروزی ترکیبی از هر دو هستند.
اولین بازی آیدل کدام بود؟
معمولاً Progress Quest از سال ۲۰۰۲ را آغازگر این ژانر میدانند. Cookie Clicker در سال ۲۰۱۳ ژانر را به شهرت رساند.
ریست پرستیژ یعنی چه؟
یعنی بازیکن داوطلبانه پیشرفتش را صفر میکند و در عوض امتیازی دائمی میگیرد که دورهای بعدی را سریعتر میکند.
در موبایلبازی بازی آیدل بدون نصب هست؟
بله. سوپرمارکتدار یک بازی مدیریتی-آیدل با فصل داستانی و حالت بیپایان است و بازار بزرگ یک تایکون ضربهای در فضای بازار سنتی. هر دو در مرورگر اجرا میشوند.
بازیهای مرتبط در موبایلبازی
همهٔ اینها رایگاناند، نصب نمیخواهند و داخل مرورگر گوشی باز میشوند.